ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
455
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
نمىتوان ديد ، زيرا آنان چنان كه ديديم از آغاز قرن شانزدهم بر آبهاى غربى اقيانوس هند تسلّط يافته بودند . كتابهاى وى همه به زبان عربى است ، 119 لكن نمونهاى مخلوط از تجربههاى بسيارى از ملّتها به دست مىدهد و اگر از عالمان غرب سخن ندارد ، دست كم از مردم مغرب و تجربهء عمليشان ياد مىكند ؛ چه ، ضمن سخن از بعضى معلمان ، از معلمان درياى هند كه عربان و هرمزيان و هندوان و شوليان ( مردم ساحل كروماندل ) و زنگان بودهاند و نيز از معلمان غرب ، چون مغربيان و فرنگان و روميان ياد مىكند 120 و ياد اين آخريها نشان مىدهد كه قلمرو تجربيّات وى فوق العاده وسيع بوده ؛ در صورتى كه مؤلّفات وى با قياس به ابن ماجد از لحاظ اطّلاعات ادبى و سطح فرهنگى كم مايه و فقير است . مطالعه در آثار ابن ماجد و سليمان مشكلاتى دارد ؛ دسلان كه اوّل بار نسخههاى خطّى را توصيف كرده گويا ترديد داشته كه روزى بتوان مطالب آن را فهميد ، گويد : « سبك آن پر از كلمات غريب و نامأنوس است و اصطلاحات فنّى فراوان دارد كه فقط دريانوردان اقيانوس هند فهم آن توانند كرد . » 121 ولى ما با قسمت اوّل گفتار او موافق نيستيم چون زبان ابن ماجد و سليمان معمولا ساده است ، البتّه بايد به يادداشت كه رعايت وزن شعر در توضيح اين گونه مطالب فنّى قيودى به وجود مىآورد . با آنكه ابن ماجد اطّلاعات ادبى كافى دارد ، احيانا الفاظ عاميانه به كار مىبرد و از خطّ فصاحت به در مىرود . ظاهرا اين كار با توجّه به دوران و محيط وى عادى بوده و سبك عالى نوشتههاى وى مايهء تعجّب تواند بود . فران نيز قسمت دوّم قضاوت دسلان را تعديل كرده ، 122 زيرا به اعتقاد وى اين رهنامهها و تعليمات دريانوردى و نجومى را دريانوردان براى دريانوردان تدوين كردهاند و ناچار بايد به زبان دريانوردى و نجومى خاصّ آنها نوشته شود و چون تا به روزگار ما اين زبان كاملا ناشناس مانده و هنوز مطالعهء كافى دربارهء آن نشده ، طبعا فهم پارهاى كلمات آن محتاج كوشش و كنجكاوى است . چنان كه از تحقيقات فران و دوسوسور معلوم مىشود ، اين كار اگر چه بغايت مشكل است محال نيست ، و در موارد مكرّر قرين توفيق بوده و فرهنگ عربى را غنى كرده است . به هر حال اگر چه مؤلّفات ابن ماجد و سليمان متأسّفانه خيلى دير كشف شد ، امّا نسبت به موضوع بحث ما حادثهاى معتبر بود و صفحهاى درخشان بر نوشتههاى عربى افزود كه از پيش شناخته نبود . اين آثار در تاريخ تمدّن انسانى مقامى شايسته دارد و اوضاع دريانوردى اقيانوسى را در نيمهء دوّم قرن پانزدهم در عرصهء ما بين دماغهء اميدنيك و بندر زيتون چين ، يعنى درياى سرخ و خليج فارس و همه جزاير اقيانوس هند و مجمع الجزاير آسياى شرقى به استثناى فيليپين و ژاپن ، با دقّت كامل نشان مىدهد . به علاوه ، مهمترين منبع اطّلاعات جغرافيايى اواخر قرون وسطا از درياهاى جنوب بوده ، و چنان كه ابن ماجد شخصا معترف است به نسبت زياد